گوناگون

حرف‌هایی دردناک‌تر از باخت و حذف تراکتور

 حرف‌هایی دردناک‌تر از باخت و حذف تراکتور

حرف‌های محمدرضا زنوزی بعد از شکست سنگین تراکتور در آسیا به مراتب تلخ‌تر از خود این باخت بود.

به گزارش پارسینه، همه می‌دانیم که کشورمان در شرایط جنگی و موقعیتی استثنایی قرار دارد که اولویت هیچ‌کس فوتبال یا ورزش نیست. این را هم می‌دانیم که در ورزش، اساس کار بر رقابت است و رقابت یک سرش برد و سر دیگر آن باخت است. باخت برای یک ورزشکار یا یک تیم، سرشکستگی و عیب و عار نیست و هیچ‌کس قهرمانان ورزشی را به خاطر شکست ملامت نمی‌کند.

از قدیم یک جمله کلیشه‌ای همواره باعث آزار همه مردم، ورزش‌دوستان و کارشناسان بود: «این شکست چیزی از ارزش‌های ما کم نکرد»! وقتی حرف از ورزش و فوتبال می‌زنیم، ارزش‌ها مشخص است، تیمی که با سه گل باخته و یک اخراجی داده دیگر چه باید کند تا چیزی از ارزش‌هایش کم شود؟ اصلا این ارزش‌ها چیست که در هر شرایطی در محیط ورزش کم نمی‌شود؟ در حقیقت این جمله یک عوام‌فریبی تلخ است. سوءاستفاده از ورزش که پیروزی‌هایمان را در حد غرور ملی بالا ببریم و روی شکست‌ها سرپوش بگذاریم تا کمبودها و نقص‌های ما دیده نشود! اتفاقا شکست باید بررسی شود و نقاط ضعف مشخص گردند و برویم کار کنیم تا از شکست پل پیروزی بسازیم.

 

 

حالا نگاه کنید به نمایش تراکتور مقابل شباب الاهلی؛ اخراج بیرانوند و شکست ۳ گله تنها نماینده کشورمان در لیگ نخبگان! مسابقه‌ای که ابتدا قرار بود اصلا به محل برگزاری آن نرویم. تیمی که بنا به شرایط موجود و تعطیلی لیگ، آمادگی درست و قابل اتکایی نداشت اما به هر دلیل و با هر منطق، به مسابقات رفت تا از کیان نماینده کشور دفاع کند.

تراکتور بازی را در زمین ورزش باخت، اما دردناک‌تر از این شکست و حتی قبل از آن‌که کارشناسان نگاهی به نقاط ضعف و دلایل این باخت بیندازند، حرف‌های مالک این باشگاه بعد از این مسابقه بود. او که بازیکنان تیمش را سرباز وطن خطاب کرد و خواست سرشان را بالا بگیرند!

 

 

متاسفانه خیلی وقت است که افراد مختلف از کلماتی که برای همه ما بار مقدس دارند، برای توجیه استفاده کرده و باز متاسفانه این کار نه فقط عیب آن‌ها را نمی‌پوشاند بلکه هاله تقدس و حریم حرمت آن کلمات را هم لکه‌دار می‌کند. «سرباز» یکی از همین کلمات مقدس در باور و فرهنگ ماست که در تمام مجامع بشری هم احترام دارد. اصلا سرباز یعنی چه؟ آن هم سرباز وطن که خود کلمه مقدس دیگری است. یعنی کسی که در بزنگاه لازم از جان خود برای وظیفه دریغ ندارد. سوال اینجاست ورزشکاری که در همان بزنگاه خود، به میدان رقابت رفته و شکست خورده و نتوانسته کارش را انجام دهد، چطور سربازی است؟ آن هم برای وطن که باید سرش را بالا بگیرد؟

به عبارت ساده اگر از جنبه ورزشی به این باخت نگاه کنیم، به اندازه کافی جا برای تحلیل دارد اما وقتی خود به آن جنبه تقدس می‌بخشیم، دیگر مسئله از حالت یک شکست ورزشی خارج و پای مفاهیم ارزشمند دیگر را به میان می‌آورد. حالا دیگر همه بازیکنان تراکتور -با آن انبوه اشتباهات درون زمین- را با آن سربازی مقایسه می‌کنند که پای لانچر ایستاد و دو دست و یک پایش را از دست داد. در این مقایسه بازنده چه کسی است؟ چطور می‌توان به بازیکنانی با این حجم از اشتباهات و ضعف‌های فنی، لقب سرباز وطن داد در حالی که آن‌ها نتوانستند در بزنگاه لازم از کیان نماینده ایران دفاع کنند؟! با چه جرعتی می‌توان آن‌ها را، آن‌هم در این روزها، به مقایسه گذاشت؟ اصلا چه کسی این حق را به ما داده که خود را کنار جان‌نثاران وطن بگذاریم؟

وقتی از این زاویه به حرف‌های مالک باشگاه تراکتور نگاه کنیم، همین جملات به مراتب دردناک‌تر از آن سه گل و آن نمایش ضعیف در میدان ورزشی است. ای کاش کسانی که در انجام وظیفه خود قصور داشته‌اند، آن را پذیرفته و لااقل پای مفاخر کشور و فرهنگ را به میان نیاورند!

 

ارسال نظر

نمای روز

داغ

صفحه خبر - وب گردی

آخرین اخبار